خجالتی-رازدار بودن ابلهانه

امروز ظهر برای دومین بار رفتم برای اسکواش ثبت‌نام کنم. هفته‌ی پیش زنگ زدم و زمانش رو پرسیدم و مطمئن شدم که همون زمان کلاس مسئول ثبت‌نام هم هست. یکشنبه که رفتم، دیدم روی ورودی کلاس نوشته «جهت ثبت‌نام و اینا به واحد آموزش در فلان‌جا رجوع کنید» منم رفتم اون‌جا و فهمیدم که تعطیله.

امروز ظهر دوباره رفتم و توی واحد آموزش متوجه شدم برای ثبت‌نام باید برم همون جای اول. دوباره برگشتم جای اول و اون نوشته رو ایگنور کردم و رفتم تو و معلوم شد که باید برای ثبت‌نام همون حوالی زمان اول مراجعه کنم.

همون‌جا کلی به خاطر این ویژگی خودم 😐 شدم. اگر همون روز از همون‌جای اول هم می‌پرسیدم متوجه می‌شدم. در ادامه وقتی برای بار سوم رفتم متوجه شدم که کلاس پر شده و دوباره یه روز دیگه باید به امید خالی بودن یه زمان دیگه برم.

بخش رازداریش وقتی اتفاق میوفته که می‌خواید کار جذابی انجام بدید ولی با توجه به رفتارهای قبلی‌تون رازداری‌تون باعث می‌شه دیگران احساس کنن اهمیتی به موضوع نمی‌دید یا احساس کنن قراره واکنش منفی‌ای نشون بدید.

منطقن همیشه trade-offای وجود داره در این مورد. دیگران باید فکر کنن اهمیت نمی‌دید تا بیشتر سورپرایز بشن. ولی گاهی دیگران مدت زمان کمی صرفن فکر می‌کنن اهمیت نمی‌دید (با توجه به شخصیت و رفتارهای قبلی‌تون). و بعد به خاطر اهمیت ندادن از دست‌تون ناراحت می‌شن و ممکنه ماجرا پایان خوبی پیدا نکنه.

برای همینه که به این خجالتی یا رازدار بودن «ابلهانه» می‌گم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.